شوق وصال نشر علی

۱۳۰,۰۰۰ریال

در انبار موجود نمی باشد

لبخندی نمکین گوشه لب ثنا نشست و چهره خواستنی اش را از هم گشود: مثل اجل معلق یهو پیدات می شه، توقع داری نترسم؟ ستاره بلند شد و دست ثنا را گرفت و او را هم بلند کرد: من که از همین الان دلم تنگ میشه. بیا باهم چند واحد برای تابستون برداریم. گفتم که نمی تونم، دیر دیر ما از فردا صبح خونه عزیز جونیم

مولف مریم بینایی

معرفی اجمالی محصول

شوق وصال نشر علی

نسیمی که از روی چمن ها ی آب خورده می وزید، کمی از سماجت سوزنده خورشید کم می کرد. شاخه های بید مجنون تکانی می خورد و بر خنکا و شدت نسیم می افزود. ثنا لب باغچه حیاط دانشکده نشسته بود. غرق لذت از زیبایی منظره ی اطراف و نسیمی که صورتش را نوازش میکرد، چشم بسته و نفس عمیقی کشید. پایان این لذت زودگذر پخ پر شرو شور ستاره بود. ثنا وحشت زده چشم باز کرد: زهرمار! یه بار مثل آدم نمی یای. ستاره که از خنده ریسه می رفت کنار ثنا ولو شد: من آدم نمی شم، تو چرا هر دفعه می ترسی؟

اطلاعات بیشتر

ابعاد 21 × 14 cm
نام محصول

شوق وصال

نویسنده

نوع جلد

تعداد صفحات

نوبت چاپ

مناسب برای

,

ناشر

قطع

موضوع

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “شوق وصال نشر علی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *